X
تبلیغات
چرا به نبودنت عادت نمی کنم ... - چقدر تنهام ...

چرا به نبودنت عادت نمی کنم ...

چقدر تنهام ...

چشمامو میبندم....به خودم قول دادم گریه نکنم....به خودم قول دادم فقط به اون روزای قشنگ فکر کنم.....به خودم قول دادم دونه دونه خاطراتتو مرور کنم....روزای با هم بودنمون رو به یاد بیارم...........

چشمامو میبندم و دستاتو تو دستم میگیرم.....تو به من میخندی و بهم میگی شوخی بود من نمیتونم کسی را جای تو بزارم............

چشمامو میبندم و ازت گله میکنم و تو اروم اروم دستت را میکشی رو صورتم و بهم اجازه میدی گریه کنم....اشکامو پاک میکنی و باز اشکم لباستو تر میکنه..........

چشمامو میبندم و دونه دونه قولهاتو به یاد میارم.............قول.....قول....قول.........

چشمامو میبندم و حرفهات رو مرور میکنم...........

چشمامو میبندم و تورو تجسم میکنم.....حالت موهات........

اما یکدفعه یه صدای قهقهه تمام حبابهای خیالم را میترکونه....بلند بلند بهم میخنده و میگه ای بدبخت....هنوز تو عشقش داری دست و پا میزنی؟اون رفت....اگه دوست داشت میموند....نمیرفت......

 

چشمامو باز میکنم.......................

تو خیلی وقته رفتی........................

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 10:46  توسط اویشن   |